هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

353

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

آبادى « ترتر » در كنار اين رودخانه [ و ] در دامنهء كوه « مرو » « 1 » واقع شده ، از قصبه تا كوه دو فرسخ راه است . اين كوه از جبال مرتفعهء مشهورهء ولايت « قفقاز » است ، كه از اكثر جاها ديده مىشود . دامنه‌هاى اين [ كوه ] در فصل بهار تفرج‌گاه خوبى است براى ساكنين آن بلد . از جمله جاهاى باصفايش ، جائى است موسوم به « گلستان » سابق الذكر ، كه در « خضرت » و « نضرت » چون خلدبرين است . در وسط آبادى قصبهء مزبوره ، ميدان بزرگى واقع است ، كه دو سمتش دكاكين و ساير جهاتش « ديوان‌خانه » و « قراول‌خانه » است . در اين دكاكين ، « ارامنه » و « مالاقان » زياد به كسب و صنعت مشغول هستند . هفته [ اى ] يك بار و هفته‌بازارى دارد كه اهالى حول‌وحوش و گاهى از اهل « قلعه » به اين‌جا آمده ، خريد و فروش مىنمايند . بيست و ششم ربيع الثانى 1297 [ ه . ق . ] صبح زود از « ترتر » بيرون آمده ، جاده منحرف به سمت جنوب مىشود ، و راه مسطح و بىزحمت است . به فاصلهء 5 ورس ، باغ بزرگى است مشهور به « بيگلر » [ و ] از هر قسم درخت بارآور در آن‌جا كاشته شده [ است ] ميوه‌جات اين باغ از بس كه زياد مىشود ، در وقت حاصل به مترددين ، بدون قيمت هم داده مىشود . محال « ترتر » مسكن طايفه « جوانشير » است ، كه ايل مزبور معتبر و متمول‌ترين ساير ايلات و طوايف « قراباغ » است . « ابراهيم خليل خان » و « پناه خان » كه ادعاى سلطنت را داشته‌اند ، هم از اين ايل « جوانشير » بودند . تفصيل حالات ايشان در كتب « تواريخ » ، خصوصا در « روضة الصفاى ناصرى » مبسوط و مشروح است [ و ] حاجت اطناب نيست . بعد از طى 18 ورس از « ترتر » آبادى است موسوم به « كلچه » « 2 » ، كه در سر راه واقع است و نزديك است به رودخانه « خاچين » « 3 » . به مسافت قليلى از جاده ، بالاتر از وسط آبادى مىگذرد ، كه او نيز موسوم به همين اسم است . در اين رودخانه ، محال « ترتر » تمام [ شده ] و ابتداى خاك « قراباغ » است . بعد از

--> ( 1 ) . Marva . ( 2 ) . Kalacha . ( 3 ) . Xac ? in c ? ay .